پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
245
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
خشيت است . » اشاره به خلوت به اين معنى نيست كه « خشيت » فضيلتى خاص خلوت گزينان است ، بلكه به اين سبب است كه غالبا انگيزههاى حقيقى اعمال ما بيرون از فشار اجتماعى با وضوح بيشترى نمايان مىشود . انتباه اوّل متن در اينجا آسيبديدهاست . خرّاز از ميان « انتباه الابتداء » ، يعنى بيدارى دل در آغاز زندگى ، هنگامى كه فضل الهى شوق و عفّت را در انسان برمىانگيزد ، و « مخاطرة الانتهاء » ، يعنى انتباه از مخاطرات پايان زندگى ، فرق مىگذارد . اين انتباه دوم در برابر سرگشتگيهاى لحظهء واپسين عمر موجب حزن و گريه مىشود . براى ترمذى ، « انتباه » يعنى زندگى دل و حالت بيدارى و هشيارى آن ؛ عمل آن وفادار ماندن به امر خدا با انجام دادن كارى كه تعهّد اجراى آن به او داده شده است ، و نيز به معنى فهم چيزها و حدود آنهاست ؛ ضدّ آن « خواب » و « بىقيدى » است . توبه « توبه از توبه با رؤيت گناه . » مراد خرّاز از اين عبارت عجيب تكيه بر اين معنى است كه اساس توبه پشيمانى از گناه نيست ، بلكه اساس آن ، در اين پشيمانى ، توبه از نقصان اين پشيمانى است . در اينجا نيز مىبينيم كه معنى يك كلمه از قلمرو بيرونى سنّت به قلمرو درونى معرفت منتقل مىشود : توبهء عارف به موضوع توبه ، كه گناه ناشى از تخطّى از شرع است ، مربوط نيست ، بلكه مربوط به نفس عمل توبه است كه خود نشانهء نقصان است . ترمذى سه نوع توبه برمىشمرد : نخست توبهء « مقبوله » است كه نشانهء آن احساس خشنودى تائب از طاعت و طاعتپيشگان و احساس نفرت از معصيت است ؛ دوم توبهء « موقوفه » است كه در آن انسان از طاعت كه برايش پرزحمت است ، نه احساس خشنودى ، بلكه احساس مرارت مىكند ؛ با اين همه از آن بازنمىگردد ، بلكه از آن با ناشكيبايى پيروى مىكند ؛ و بالأخره توبهء « مردوده » است كه نشانهء آن خود پسندى و غرور كسى است كه خود را تائب مىخواند ( برگ 135 ب ) . استعداد « دوام جهد در راه خير و راستى » : اين است « استعداد » . « استعداد » ، در نزد ترمذى ، ريشه در محاسبهء نفس و معارضه با آن دارد ؛ عمل آن سعى و انتظار است ، و ضدّ آن تسامح و بىقيدى